درس اندیشه (1) قسمت سوم ویژه دانشجویان
فصل دوم : انسان و ایمان
بخش اول : تعریف ایمان
سؤال : ایمان چیست ؟
جواب : واژه ایمان در حدود 850 مرتبه در قرآن به کار رفته است . ایمان مصدر باب افعال از ماده «امن» به معنی آرامش خاطر ، اعتماد ، اطمینان و امنیت دادن است ؛ زیرا مؤمن ، اعتقاد خود را از شک و تردید که آفت اعتقاد است ، امنیت می بخشد ؛ و کسی که به چیزی اطمینان داشت به آن دل می بندد و اظهار علاقه می نماید و آن چیز در اعمال و رفتار او تأثیر می گذارد .
اعتقاد و ایمان ، از امور قلبی است که اکراه و اجبار به آن راه ندارد ؛ چرا که با اکراه و عدم میل شخص می توان در اعمال ظاهری و حرکات بدنی او تأثیر گذارد ، اما محال است که با وجود بی میلی ، مطلبی را به قلب او القاء کرد .
سؤال : نقطه مقابل ایمان ، کفر و نفاق است ، مردم از این لحاظ بر چند دسته تقسیم می شوند ؟
جواب : 1. مؤمن : آن که ایمان و عمل صالح دارد 2. کافر : آن که ایمان و عمل صالح ندارد 3. منافق : کسی که ایمان ندارد ، ولی شاید ریاکارانه عمل صالح انجام دهد .
سؤال : ایمان در اصطلاح شرح مقدس چیست ؟
جواب : اعتقاد و تصدیق قلبی به خدا ، روز قیامت ، کتابهای آسمانی ، ملائکه و پیامبران و به تعبیری امور غیب است و کسی را که به همه این امور تصدیق و اعتقاد قلبی دارد و در عمل نیز به آنها پایبند است .
سؤال : تفاوت اسلام (مسلمان شدن) و ایمان (ایمان آوردن) را بیان کنید .
جواب : اسلام به معنای مسلمان شدن شکل ظاهری و قانونی دین است و هر کس شهادتین را بر زبان جاری کند ، مسلمان است و احکام اسلام – نظیر ارث ، ازدواج ، دیات ، حدود ، حفظ جان ، احکام مرگ ، دفن و ... بر او جاری می شود ؛ ولی ایمان ، امری باطنی است که جایگاه آن در دل آدمی می باشد . در روایات ، اسلام را اقرار لفظی شمرده ؛ ولی ایمان را توأم با عمل دانسته اند .
سؤال : در قرآن همواره ، سخن از ایمان و عمل صالح است ؛ ولی متعلق آن چیست ؟ یعنی ؛ به چه کسی و یا به چه چیزی باید ایمان آورد ؟
جواب : قرآن کریم متعلق ایمان را مشخص کرده است :
از نظر قرآن ایمان به این مسائل ، ضرورت دارد ؛ ایمان به خدا ، ایمان به خدا و قیامت ، ایمان به خدا و پیامبران ، ایمان به آنچه بر حضرت محمد (ص) نازل شده و ایمان به آنچه بر پیامبر خاتم و قبل از او نازل شده است .
یکی از متعلقات ایمان ، غیب است . وقتی قرآن کریم می فرماید : «یُؤمِنُونَ بِالغَیبِ» در اینجا غیب در مقابل شهود است ؛ یعنی از نظر اسلام - بر خلاف مادیون که فقط به محسوسات اعتقاد دارند – مؤمنان به غیب هم اعتقاد دارند . غیب مطلق ، خداوند است که هیچ گاه دیده نمی شود . غیب نسبی ، امام زمان (عج) و قیامت و ملائکه بوده که اکنون ، نسبت به ما غایب هستند ولی بعدها حاضر می شوند و چه بسا نسبت به بعضی ، الان هم حاضرند .
اکنون نیز انسان های وارسته ای وجود دارند که امام زمان (عج) را زیارت می کنند و ملائکه الهی برای بعضی از عارفان حقیقی مشهودند ؛ چنان که در بحث حواس باطنی ، نمونه هایی ذکر کرده این ، قیامت و برزخ برای کسانی که چشم برزخی آنها باز شده است ، قابل مشاهده است .
بخش دوم : انواع ایمان و ویژگی های آن
سؤال : ایمان بر چند نوع است ؟ نام ببرید .
جواب : ایمان را به مستقر و مستودع تقسیم کرده اند ؛ چنان که احمد بزنطی از امام رضا (ع) چنین نقل کرده است :
«ایمان یا مستقر است و یا مستودع ؛ ایمان مستقر ، ایمانی است که تثبیت شده ، ولی مستودع ایمان عاریه ای و ناپایدار است » .
سؤال : ویژگی های ایمان را از نظر قرآن بیان کنید :
جواب : 1. همراه با عمل صالح «آمنوا و عملوا الصالحات» 79 مرتبه در قرآن آمده است ، بهشت در سایه ایمان و عمل صالح به دست می آید نه با خیال و آرزو .
2. همراه با اختیار ، یعنی اکراه و اجبار در آن راه ندارد ، زیرا ایمان اجباری سعادت آفرین نیست و خداوند می فرماید : «فَلَم یَکُ یَنفَعُهُم ایمانُهُم لَمَّا رَاَو بَأسَنا ...[1] ؛ هنگامی که عذاب مار ا مشاهده کردند ، ایمانشان برای آنها سودی نداشت...» .
3. همراه با معرفت : ایمان عملی است که به زیور تسلیم ، ترس و خضوع آراسته گردد و اگر دائمی و بر پایه باور و یقین و معرفت باشد ارزشمند است .
سؤال : کمترین مرتبه ایمان چیست ؟
جواب : این سؤال را با سخنی از امام صادق (ع) در پاسخ به همین پرسش که از حضرتش داده بودند پاسخ می دهیم :
« اینکه آدمی به وحدانیت خداوند و بندگی و رسالت محمد (ص) گواهی دهد و اطاعت از حق را بپذیرد و امام زمان خود را بشناسد ، هر گاه چنین کرد او مؤمن است[2] » .
سؤال : نشانه ایمان راستین چیست ؟
جواب : ایمان راستین همیشه همراه با عمل است .
سؤال : چرا ایمان زبانی تنها کافی نیست ؟
جواب : امام علی (ع) فرموده : اگر ایمان تنها بر زبان آورردن شهادتین بود ، روزه و نماز و هیچ حلال و حرامی تشریع نمی گشت[3] .
سؤال : آیا هر عملی بر ایمان دلالت دارد ؟
جواب : خیر ، بلکه تنها عملی ارزشمند است که از سر ایمان و بندگی خدا ناشی شود ، نه عملی که از سر نفع شخصی و عادت و ریا به انجام رسد . که قرآن کریم در ایات شریفه اش (ابراهیم / 18) و (نور / 39) به این مطلب اذعان نموده است .
سؤال : قرآن کریم چه چیزهایی را جزء مصداق های ایمان بیان نموده است ؟
جواب : ایمان به : 1. خدا ، 2. آخرت ، 3. رسالت پیامبر اکرم (ص) و انبیای گذشته ، 4. قرآن و کتب الهی پیشین ، 5. ملائکه ، 6. امات ، 7. عالم غیب .
سؤال : از بین این مصادیق کدام یک مهمترند ؟
جواب : ایمان به خدا و پیامبر و معاد از اهمیت ویژه ای برخوردارند ، که از آنها به اصول دین تعبییر می شود و بقیه از لوازم این اصول دین هستند و در یک جمله همه آنها از لوازم ایمان به خدا هستند .
سؤال : از جمله متعلقات ایمان از نظر قرآن ایمان به عالم غیب است چه تفاوتی با عالم شهادت دارد ؟
جواب : عالم شهادت ، عالمی است که ما آن را از طریق حواس درک می کنیم ، و به آن عالم محسوس هم گفته می شود .
(عالَم غیب) : عالَمی است که از طریق حواس قابل درک نیست ، بلکه باید از طریق عقل یا شهود و رؤیت قلبی به وجود آن اعتقاد پیدا کرد .
سؤال : ویژگی مهم عالَم غیب چیست ؟
جواب : ایمان به عالَم غیب ، در واقع ، جدا کننده نگرش دینی از الحادی و مادی گرایانه است ، آدمی با تعقل و شهود قلبی می تواند به این عالم نفوذ یابد .
بخش سوم : صفات مؤمنان
سؤال : در قرآن کریم در سوره مؤمنون چه نشانه هایی را برای مؤمنان حقیقی بیان فرموده است ؟
جواب : خداوند در این سوره به بیان صفات مؤمنان می پردازد :
1. خداوند قبل از هر چیز بر نماز تأکید می فرماید . هنگام اقامه نماز توأم با خشوع ، حالت توجه به پروردگار در انسان پدیدار می شود و از غیر خدا منصرف می گردد ؛ چرا که نماز ، یک سری الفاظ بی روح نیست ؛ حقیقتی است که انسان را زنده می کند .
در این سوره هنگام بررسی آخرین ویژگی های مؤمنان ، باز سخن از نماز است ؛ آن هم محافظت از آن ؛ یعنی از نماز شروع کرد و به ان پایان داد ؛ زیرا نماز نقش مهمی در بیداری و اصلاح فرد و اجتماع دارد و انسان را در برابر گناهان بیمه می کند .
2. مؤمنان از هر لَغوی روی گردانند ؛ در واقع تمام حرکات آنها هدفی را دنبال می کند ؛ هدفی سازنده و مفید ، و کارهای بی هدف و بی فایده انجام نمی دهند . مؤمنان حقیقی چنان ساخته شده اند که به اندیشه باطل ، سخنان بی اساس و کارهای بیهوده دست نمی زنند و از آن اعراض می کنند .
3. در جهت رفع مشکلات اقتصادی جامعه ، تلاش می کنند و اهل انفاق و زکات و خمس هستند .
4. پاکدامن بوده و از هر گونه آلودگی شهوت و خشم پرهیز می کنند .
5. امانت دارند و به عهد و پیمان خود در برابر خالق و خلق پایبند بوده و به امانت های الهی ییعنی پیامبران ، اهل بیت ، کتاب های آسمانی ، امانت های مردم و نعمت های خدا وفادارند .
6. مؤمنان در حفظ زبان خود می کوشند .
سؤال : چگونه زبان را مهار کنیم ؟
جواب : برای مهار زبان ، در درجه اول باید نیروی ایمان را در خود تقویت کرد ؛ ایمان به پروردگار یکتا و این که بدانیم پیوسته و در همه حال در محضر او هستیم و کوچک ترین حرکت ما از او مخفی نمی ماند و تمام اعمال ما را در روز واپسین مورد حسابرسی قرار می دهد و ما آزاد نیستیم که زبان را در هر موردی به کار گیریم ، بلکه باید فقط آن را در مسیر رضایت خدا قرار دهیم ؛ بنابراین ایمان حقیقی ، عامل مهمی برای مهار زبان است ؛ حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند :
« از نشانه های ایمان ، حفظ زبان است » .
ویژگی های مؤمنان حقیقی
سؤال : ویژگی های مؤمنان حقیقی را بیان کنید .
جواب : اول : دل های مؤمنان هنگام شنیدن نام خدا و توجه به یاد او به لرزه می افتد .
ترس از خدا یعنی چه ؟
گرچه یاد خدا آرامش بخش دلهاست ، ولی همین که عاشق ، نام معشوق را بشوند ، به خود می لرزد و از هجران و فراقش می ترسد و هرگاه یاد قهر و عقابش می افتد ، یادآوری لطف و مهرش او را آرام می سازد ؛ همچون کودکی که هم از والدین می ترسد و هم به آنان دلگرم است و این آرامش و ترس با هم منافاتی ندارد .
انسان هنگام دیدن شخصی بزرگ ، گاهی تحت تأثیر عظمت او قرار می گیرد که یک نوع احساس وحشت در درون قلب است ؛ تا آنجا که سخن گفتن ، به لکنت می افتد[4] . قرآن می فرماید :
« تنها دانشمندان از عظمت خداوند هراس دارند[5] » .
البته ترس از خدا به خاطر ترس از گناه و نافرمانی او[6] ، و رفتار عادلانه او با ما است ؛ لذا درخواست می کنیم که «خدایا! از روی فضل خود با ما رفتار نما ! » .
دوم : آنها همواره در مسیر تکامل پیش می روند و لحظه ای آرام ندارند ، و هنگامی که آیات خدا بر آنها خوانده شود، ایمانشان افزون می گردد[7] .
نموّ و تکامل ، خاصیت موجود زنده است و لذا موجود فاقد کمال ، مرده است یا در سراشیبی مرگ قرار گرفته است . مؤمنان راستین ، ایمانی زنده دارند که نهالش از آیات خدا آبیاری می شود و روز به روز ، رشد بیشتر یافته و گل ها و شکوفه ها و میوه های تازه تری پیدا می کنند .
سوم : مؤمنان راستین بر خداوند توکل می کنند[8] . توکل یعنی کار را به دیگری واگذار کردن ، وکیل گرفتن و این وقتی است که انسان خود را در برابر خداوند ، جاهل و نادان ببیند و در عین انجام وظیفه خویش ، کار را به او واگذار کند ؛ چنین افرادی همه چیز را به چشم اسباب می نگرند ؛ افق فکر آنان چنین بلند است که تکیه بر مخلوقات ضعیف و ناتوان – هرچند هم به ظاهر با عظمت باشند – اِبا دارند ؛ آب را تنها از سرچشمه می گیرند و هرچه از اقیانوس بی کران هستی می خواهند ، از ذات پروردگار می طلبند .
در سایه توکل ، انسان احساس می کند که پشتوانه قوی دارد ؛ لذا فردی شجاع و امیدوار خواهد بود و کارهایش به آسانی پیش می رود .
چهارم : مؤمنان راستین علاوه بر برخورداری از صفات پسندیده باطنی نظیر احساس مسئولیت ، درک عظمت پروردگار، ایمان فزاینده و بلندنگری و توکل ، از نظر ظاهری نیز پیوند محکمی با خدا و بندگان او دارند[9] .
مؤمن ، هستی خود را از خدا می داند ، از رزق حلال الهی انفاق می کند و تمام سرمایه های مادی و معنوی خود – مثل علم ، فکر ، مقام و نفوذ – را در راه بندگان خدا صرف می کند و از هیچ خدمتی مضایقه ندارد .
کسی که دارای این صفات است ، مؤمن حقیقی است که نزد پرودگار درجات والایی دارد و مورد رحمت و آمرزش قرار می گرد و از روزی بی حساب و دائمی او بهره مند می شود .
سایر صفات مؤمنان از نظر قرآن عبارت است از شدت در برابر کفار ، مهربانی با دوستان ، عبادت پیوسته ، همراه با سجده ، اخلاص ، تسبیح پروردگار ، ذکر شبانه ، توبه ، دعوت به نیکی ، حلم و بردباری ، تواضع و فروتنی ، بیم و امید و ...
سؤال : آثار منفی بی ایمانی را بیان کنید :
جواب : همان طور که ایمان آثار مثبت بسیاری دارد ، در مقابل ، عدم ایمان آثار منفی زیادی در پی دارد که از آن جمله به این موارد اشاره می شود : اضطراب ، افسردگی ، تعلق خاطر ، یأس و تشتّت افکار و ...
بخش چهارم : احترام به مؤمن
سؤال : درباره ضرورت احترام به مؤمن قرآن چه فرموده است ؟
جواب : بندة مؤمن نزد خداوند محترم است ؛ خداوند بندگان مؤمن را دوست دارد و عزّت و سربلندی را از آنِ مؤمنان می داند[10] .
به همین جهت ، هر کس مؤمنان را مسخره کند یا با القاب زشت از آنها یاد کند ، در زمرة ستمکاران محسوب می شود و خداوند نیز آنها را مسخره می کند[11] .
در کلمات معصومین (ع) چنین آمده است که احترام مؤمن ، احترام به خداست و اهانت و تحقیر مؤمن ، باعث خشم او و به منزله اعلام جنگ با خداست[12] .
سؤال : رسول خدا (ص) درباره حرمت مؤمن چه فرموده اند ؟
جواب : در حدیث شریف چنین آمده است :
« رسول خدا (ص) به کعبه نظر کرد و فرمود : آفرین بر تو ! احترام تو چقدر زیاد است ! سوگند به خدا احترام مؤمن نزد خدا از تو بیشتر است ؛ زیرا حرمت تو فقط از یک جهت است که خون ریزی در تو حرام است ، ولی مؤمن از سه جهت احترام دارد ؛ 1. خون وی محترم است ؛ 2. مال او حرمت دارد ؛ 3. بدگمانی نسبت به او حرام است[13] .
آثار مسخره کردن مؤمن
سؤال : آثار مسخره کردن مؤمن را بنویسید :
جواب : 1. غفلت از خدا :
از آیات قرآن استفاده می شود که یکی از عوامل فراموشی یاد خدا ، استهزاء و تحقیر مؤمنان است ؛ زیرا بنده مؤمن ، مظهر دین خداست ، از این رو تحقیر او موحب سلب توفیق و تاریکی دل می گردد ؛ قرآن می فرماید :
«گروهی از بندگان مرا به باد مسخره گرفتید تا آنجا که مرا به کلی فراموش کردید و تنها کارتان این بود که بر خدا پرستان می خندیدید[14] » .
2. مقابله به مثل مؤمنان :
کسانی که مجرم و بد کاره هستند ، در دنیا مؤمنان را مسخره می کنند و با خنده های تمسخرآمیز از کنارشان می گذرند و با اشاره های چشم و ابرو آنان را به مسخره می گیرند و از این کار زشت خود اظهار سرور نموده و به آن مباهات می کنند ؛ باید بدانند که فردای قیامت ، نوبت مؤمنان است که بر آنان بخندند[15] .
بخش پنجم : آثار ایمان به خدا
سؤال : آثار ایمان به خدا را بیان کنید :
جواب : 1. احساس عشق و دلگرمی :
کسی که می داند تمام کارهای او زیر نظر است و نتایج اعمال او از بین نمی رود و خدا خریدار تلاش اوست ، آن هم به قیمت بهشتِ رضوان ، چنین فردی با عشق و دلگرمی زندگی می کند .
2. آرامش :
یکی از خصوصیات گرایش های انسان این است که به مرز و کرانه ای محدود نمی شود . کدامین افق ، او را در قلمرو قدرت و شهرت قانع می کند ؟ و در زمینة ثروت و شهرت به چه مرزی بسنده می نماید ؟ آمال نامحدود بشر از یک سو و محدودیت ثروت های دنیای مادی از سوی دیگر ، و سهیم بودن بقیه مردم در همین مادیّات اندک ، سبب می شود که وی برای ارضای خواسته ها به تلاش و تکاپوی بیشتری افتد ، اما هرچه می یابد ، بر عطش و تشنگی او می افزاید و سیری نمی پذیرد تا جایی که اگر ثروت قارون و قدرت فرعون را در کفّش بنهی ، باز شعله های افزون خواهش اش فرو نمی نشیند . دل نگران و پریشان و مضطرب است ؛ دلی با این حال اگر پیوندهای مادی را که فرسایش پذیرند ، قطرع کند و تعلقاتِ شهرت ، قدرت ، شهوت و ثروت را از دلش بزداید ، جانش را از اضطراب و موج های مهلک رهانیده و به ساحل آرامش می رسد و خود را با هستی مطلق و کمال بی نهایت پیوند می زند ؛ زیرا ایمان ، پیوند با حقیقت است .
گرچه پر عشق تو غایت نداشت راه ابد نیز نهایت نداشت
آری اگر اهل ایمان و یقین گردید و رشته های تعلق به دنیا را گسست به آرامش می رسد تا جایی که به این خطاب ، مخاطب می شود :
« این نفس مطمئن (و دل آرام) ! به حضور پروردگارت باز آی که تو از او خشنود و او از تو راضی است[16] » .
3. کاهش ناراحتی ها :
آنکه قلبش با نور ایمان روشنی گرفته ، جهان را چراگاه و خوابگاه نمی داند ؛ تا که هنگام از دست دادن آنها دنیا بر سرش خراب شود .
انسان مؤمن ، جهان هستی را عرصة امتحان دانسته و خویش را در معرض آزمایش می بیند ؛ نه آنکه به غوره ای سردی و به کشمشی گرمی اش کند .
اگر عهده دار بالاترین مقام شود ، آن را تکلیف دانسته و مغروز نمی گردد و اگر سخت ترین مصیبت ها برایش پیش آید ، آن را نعمتی خفیه می داند[17] .
اما شخصی که ایمان حقیقی ندارد ، با رسیدن به مقام ، بال و پر درآورده ، گویی دنیا را به او داده اند و همین که مقامش را از دست دهد ، دنیا برایش تیره و تار می گردد .
انسان الهی ، مرگ را نیستی نمی داند ؛ او مرگ را تولدی برای زیستن حقیقی می داند ، اما انسان مادی ، مرگ را پایان عمر دانسته و اندیشة مرگ و پیری ، آینده اش را تاریک می سازد و در آخر عمر ، مثل مرده ای متحرک و تاریک دل و بی فروغ ، اندوه بر زندگی اش سایه می افکند .
4. شکست ناپذیری :
در پرتو ایمان به خدا ، مفاهیمی چون پیروزی و شکست ، تنها جنبة ظاهری ندارد ، بلکه در رابطه با وظایف و مسئولیت هایی که انسان بر دوش دارد ، معنا می یابد ؛ از این دید ، شکست یعنی کوتاهی در انجام وظیفه ، و پیروزی به معنای توفیق در انجام وظیفه است .
مؤمن به دنبال جلب رضای خداست و در راه رسیدن به آن ، مأیوس نمی شود و توکل ، تسلیم و صبر همراه با تلاش ، به زندگی او شیرینی خاصی می بخشد . و اگر عمل به تکلیف در جامعه فرهنگ شود مردم همواره احساس پیروزی می کند و به تعبیر قرآن به یکی از دو نیکی[18] دست می یابند و در مبارزات ، چه کشته شوند و چه به پیروزی برسند ، در هر دو صورت برای آنها خوب است .
شیوه ای که امام خمینی (ره) در زندگی داشتند ، عمل به وظیفه بود ، نه انتظار نتیجه ؛ لذا حالت ایشان هنگام تبعید از ایران و مراجعت به وطن ، یکسان و با آرامش بود ، ولی شاه هنگام رفتن از ایران ، از شدت ناراحتی گریه کرد .
امام حسین (ع) در آخرین لحظات ززندگی از آزمایشات الهی ابراز رضایت نموده و عرضه داشت : «اِلهی رِضاً بِرِضائِکَ ، صَبراً عَلی بَلائِکَ ، تَسلیماً لِاَمرِکَ ، لا مَعبُودَ سِواکَ ، یا غِیاثَ المُستَغیثینَ ! »
مؤمن ، قدرت و توان مقابله با مشکلات را می یابد تا جایی که این سروده آهنگ زندگیش می گردد :
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجرا پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد
5. بهبود روابط اجتماعی :
زندگی سالم اجتماعی آن است که افراد به قوانین ، حدود و حقوق یکدیگر احترام بگذارند ، عدالت را امری مقدس بدانند و به یکدیگر مهر بورزند و این امور ، در سایه ایمان حاصل می شود . شخص مؤمن که خود را در محضر خدا می بیند و او را آگاه و بینا می داند ، حاضر است برای مردم و جامعه از مال و جان خویش بگذرد ، زیرا خود را در معامله ای پر سود با خدایش می داند[19] .
ولی انسان مادی برای رسیدن به منافع خود ، حاضر است انسان ها را قربانی ، شهرها را ویران و هزاران نفر را به خاک و خون بکشد و تا وقتی به قانون احترام می گذارد که منافعش را تأمین کند .
6. ثبات و پایداری :
ثبات ، ملکه ای نفسانی است که قادر می سازد تا در خطرها وارد شده و در برابر سختی ها و دردها – هر چند فراوان باشد – مقاومت کند . ثبات عملی یکی از صفات برجستة ناشی از ثبات فکری می باشد و کسانی که از این خصلت بهره جسته اند ، افرادی هستند که درباره آنچه پذیرفته اند ، اندیشیده اند و از اعتبار و قدرت روحی بالایی برخوردارند .
قرآن این خصلت را به عنوان یک هدیة الهی در پاسخ به ایمان مطررح کرده است و می فرماید : « خداوند آنهایی را که به گفتار ثابت در زندگی دنیا و آخرت ایمان آورده اند ، ثبات و پایداری می دهد[20] » .
در این آیه ، ثبات به عنوان لنگرگاه برای زندگی پر موج دنیا و پناهگاهی برای مسیر پر مخاطرة آخرت ، مورد توجه خالق متعال قرار گرفته است ؛ لذا آدم های ناپایدار که دچار تزلزل فکری و روحی می باشند ، اعتباری ندارند و حتی در دنیا مردود محافل علمی ، اعتقادی و سیاسی هستند .
7. زندگی پاک :
زندگی پاک در سایة کلمة پاک است و کلمة پاک ، ایمان است و ایمان ، شرط قبولی و پاداش عمل است ؛ از این رو ملائک پاداش ، سن ، جنس و نژاد نیست[21] .
کلمة طیبّه چیست ؟ قرآن کریم ، حضرت مسیح را با عنوان «کلمه» یاد کرده است ، البته کلمه به معنای مخلوق ، حکم خدا ، تکلیف و اهل بیت نیز آمده است .
مفسران ، کلمه طبیه را ، کلمه توحید و جملة لااله الا الله می دانند ، در حالی که بعضی آن را اشاره به فرمان الهی دانسته و بعضی دیگر ، آن را ایمان و یا مؤمن می دانند ، ولی با توجه به وسعت مفهوم کلمة طیبه می توان گفت که همة اینها را شامل می شود ؛ زیرا «کلمه» به معنای وسیع خود ، همة موجودات را در بر می گیرد و لذا همه مخلوقات را «کلمه الله» می گویند .
کلمة طیبّه به معنی پاک و پاکیزه است ؛ خداوند کلمة طیبه را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که در اعماق قلب و نهاد بشر ریشه دارد ؛ در مقابل آن ، کلمة خبیثه است که به درخت ناپاکی تشبیه شده که بی ریشه بوده و ثباتی ندارد و هر روز در برابر طوفان ها به طرفی می رود . کلمة خبیثه ، همان کفر ، شرک ، گفتار زشت و برنامه های گمراه کننده است و کلمة طیبه ، اعتقاد صحیح به مبدأ ، معاد ، پیامبر و امام است .
در سوره ابراهیم آیه 44 چنین آمده است : « آیا ندیدی خداوند چگونه برای سخن پاکیزه مثالی زده ؛ همانند درختی پاک که ریشة آن ثابت و برقرار و شاخة آن در آسمان ، برافراشته است ؛ هر زمان میوه های خود را به اذن پروردگارشان به مشتاقان می دهد » .
برخی از مفسران ، کلمة طیبه را «سبحان الله» ، «لااله الا الله» ، «الله اکبر» ، «محمد رسول الله» ، «علی ولی الله» ، اهل بیت ، ایمان ، عقاید و رهبران آسمانی تفسیر کرده اند .
همان طور که درخت پاک همواره دارای آثاری چون رشد کردن ، پر میوه بودن و سایه داشتن است ، انسان مؤمن نیز آثار ایمان در گفتار و اعمالش آشکار می شود ؛ اعتقادش دائمی بوده و نه موسمی چنین فردی ؛ دیگران را هم به ایمان دعوت می کند ؛ بنابراین توحید اصل ثابتی است که در جان انسان و همة اعمال آن اثر گذاشته و توطئه ها و تهدیدها و طاغوت ها نمی توانند آن را از پای در آورند .
8. پشتوانة اخلاق :
ایمان پشتوانة اخلاق است ؛ زیرا اخلاق شامل صفاتی چون کرامت ، تقوا ، عفت ، امانت ، راستی ، درستکاری ، فداکاری ، نیکوکاری ، نیکوکاری ، صلح و طرفداری از عدالت می شود .
صفات مذکور با منفعت پرستی مغایر است ؛ التزام به این صفات ، نوعی پذیرش محرومیت مادی را محرومیت نمی دانیم که به ارزش معنویت پی ببریم و بدانیم که خداوند خریدار اعمال صالح است و اجر کسی را ضایع نمی گرداند .
شیوة ظلم ستیزی و خرافه سوزی مؤمنان در طول تاریخ ، متعصبان کوردل را علیه آنها برانگیخته و همچنان این نبرد حق و باطل ادامه دارد و خداوند به مؤمنان وعدة پیروزی داده که در این کارزار از آنها دفاع کند . خداوند می فرماید که : «اِنَّ الله یدافع عن الذین آمنوا ...[22] » ؛ «یُدافِعُ» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار و مبالغه در دفاع دارد و این دعده ، مخصوص پیامبر (ص) نیست ؛ در تمام زمان ها جاری بوده و هر حیلة دشمن را نابود می کند ؛ « چون خدا سرپرست مؤمنان است ، ولی کافران سرپرستی ندارند[23] » .
خداوند با یاری مؤمنان ، در واقع از دینِ خود دفاع می کند ؛ چرا که مؤمنان با انتخاب صحیح ، دین الهی را برگزیده اند و این سپاسگذاری نعمت های الهی است . و کافران با پشت کردن به دین حق ، هم ناسپاسی می کنند و هم خیانت و حال آنکه خداوند خائنان و ناسپاسان را دوست نمی دارد ؛ لذا آنان محکوم به شکست و نابودی اند .
9. محبوبیت در بین مردم :
یکی از آثار دنیوی ایمان ، محبوبیت است ، همه دوست دارند که محبوب دلها شوند و دیگران ، آنها را دیدة محبت بنگرند . لذتی که انسان از اظهار محبت دیگران به خود احساس می کند ، آنقدر شیرین است که هرگز حاضر نیست با چیزی سودایش کند ؛ محبت هر تلخی را شیرین و هر خاری را به گُل تبدیل می کند ؛ قرآن می فرماید :
« کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند ، به زودی خداوند رحمان ، برای آنان محبتی در دلها قرار می دهد[24] » .
سایر آثار ایمان در قرآن
10. نجات از زیان بزرگ[25] ؛
11. پوشاندن بدی ها[26] ؛
12. مقیاس برتری[27] ؛
13. حکومت در زمین[28] ؛
14. بهترین مردم شدن[29] ؛
15. مورد هدایت الهی قرار گرفتن[30] ؛
16. ورود در زمرة صالحان[31] ؛
17. خروج از ظلمات و ورود در نور[32] ؛
18. قبولی دعا[33] ؛
19. ورود به بهشت[34] ؛
20. برخورداری از درجات عالی بهشت[35] ؛
21. مورد توجه خداوند قرار گرفتن[36] ؛
[1] 0 قرآن کریم ، سوره غافر ، آیه 85 .
[2] - علامه مجلسی ، بحارالانوار ، ج 66 ، ص 16 .
[3] - کلینی ، اصول کافی ، ج 2 ، ص 33 .
[4] - چنان که وزیر امور خارجه شوروی سابق (ادوارد شوارد نادزه) هنگام دیدار با امام خمینی (ره) ارتعاش در اعضا و لکنت در زبانش کاملاً نمایان بود ؛ فیلم این دیدار بارها از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است .
[5] - سوره فاطر ، آیه 28 .
[6] - « وَ لا یَخافّنَّ اِلاّ ذَنبَهُ » ؛ نهج البلاغه ، حکمت 82 .
[7] - « اِذا تُلیَت عَلَیهِم آیاتُهُ زادَتهُم ایماناً » ؛ سوره انفال ، آیه 2 .
[8] - « عَلی رَبِّهِم یَتَوَکَّلوُنَ » ؛ سوره افتال ، آیه 2 .
[9] - « یُقیمُونَ الصَّلواهَ وَ مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ » ؛ سوره بقره ، آیه 3 .
[10] - ر.ک : سوره منافقون ، آیه 8 .
[11] - « اَلَّذینَ یَلمِزُونَ المُطَّوِّعِینَ مِنَ المُومِنینَ ... فَیَسخَرُونَ مِنهُم سَخِرَ اللهُ مِنهُم وَلَهُم عَذابٌ أَلیمٌ » ؛ سوره توبه ، آیه 79 .
[12] - « عن أبی عبدالله (ع) قال : قال الله : لیأذن بحرب منّی من أذلّ عبدی المؤمن » ؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ، ص 284 .
[13] - ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، ص 278 .
[14] - « فَاتَّخَذتُمُوهُم سِخرِیّاً حَتّی أَنسَوکُم ذِکرِی وَ کُنتُم مِنهُم تَضحَکُونَ » ؛ یوره مؤمنون ، آیه 110 .
[15] - إنَّ الَّذِینَ أَجرَمُوا کانُو مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضحَکُونَ * وَ إِذا مَرُّوا بِهِم یَتَغامَزُونَ * وَ إِذا انقَلَبُوا إِلی أَهلِهِمُ انقَلَبُو فَکِهِینَ * وَ إِذا رَأَوهُم قالُوا إِنَّ هؤُالاءِ لَضالُّونَ * وَ ما أُرسِلُوا عَلَیهِم حافِظِینَ * فَالیَومَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الکُفّارِ یَضحَکُونَ * عَلی الاَرائِکِ یَنظُرُونَ * هَل ثُوِّبَ الکُفّارُ ما کانُوا یَفعَلُونَ » ؛ سوره مطففین ، آیات 29-36 .
[16] - « یا اَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّهُ اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضِیَهً مَرضِیَهً » ؛ سوره فجر آیات 27-28 .
[17] - برگرفته از سخنان امام خمینی (ره) هنگام شهادت فرزندش حاج آقا مصطفی .
[18] - « اِحدِی الحُسنَیَین » ؛ سوره توبه ، آیه 52 .
[19] - « یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا هَل أَدُلُّکُم عَلی تِجارَهٍ تُنجِیکُم مِن عَذابٍ أَلِیمٍ * تُؤمِنُونَ بِاللهِ » ؛ سوره صف ، آیات 10-11 .
[20] - « یُثَبِّتُ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالقَولِ الثّابِتِ » ؛ سوره ابراهیم ، آیه 27 .
[21] - « مَن عَمِلَ صالِحَاً مِن ذَکَرٍ أو اُنثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحییَنَّهُ حَیوهً طَیِّبَهً » ؛ سوره نحل ، آیه 97 .
[22] - سوره حج ، آیه 38 .
[23] - « ذلِکَ بِاَنَّ اللهَ مَولَی الَّذینَ امَنوُا وَ اَنَّ الکافِرینَ لامَولی لَهُم » ؛ سوره محمد ، آیه 11 .
[24] - سوره مریم ، آیه 96 .
[25] - «وَالعَصرِ اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسر اِلاَّ الَّذینَ آمنوا » ؛ سوره عصر ، آیات 1-3 .
[26] - « وَالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنهُم سَیِّئاتِهِم » ؛ سورة عنکبوت ، آیه 7 .
[27] - « اَجَعَلتُم سِقایَهَ الحاجِّ وَ عِمارَهَ المَسجِدِالحَرامِ کَمَن آمَنَ بِاللهِ » ؛ سورة توبه ، آیه 19 .
[28] - « وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلوُا الصّالحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الاَرضِ » ؛ سورة نور ، آیه 55 .
[29] - « اِنَّ الذَّینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ اُولئِکَ هُم خَیرُ البَریَّهِ » ؛ سورة بینه ، آیه 7 .
[30] - « اِنَّ الذَّینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ یَهدیهِم رَبِّهُم بِاِیمانِهِم » ؛ سورة یونس ، آیه 9 .
[31] - « وَالذَّینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ لَنُدخِلَنَّهُم فِی الصّالِحینَ » ؛ سورة عنکبوت ، آیه 9 .
[32] - « وَ یَستَجیبُ الذَّینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ » ؛ سورة شوری ، آیه 26 .
[33] - « وَ یَستَجیبُ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتٍ » ؛ سورة شوری ، آیه 26 .
[34] - « اِنَّ اللهَ یُدخِلُ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ جَنّاتٍ » ؛ سورة حج ، آیه 23 .
[35] - « وَ مَن یَأتِهِ مُؤمِناً قَد عَمِلَ الصّالحاتِ فَاوُلئِکَ لَهُم الدَّرَجاتُ العُلی » ؛ سورة طه ، آیه 75 .
[36] - «وَ مَن اَرادَ الاخِرَهَ وَ سَعی لَها سَعیَها وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَاوُلئِکَ کانَ سَعیُهُم مَشکُوراً» ؛ سورة اسراء ، آیه 19 .